نوشته: هلموت اوبردیک

یافته‌های آلیزا مارکوس

کورد هوال/ انتشارات ایلتیشیم در اوت ۲۰۱۴ کتابی با عنوان «رفیق خود را به قتل رساندن» نوشته “آیتکین ییلماز” منتشر کرد. این کتاب بحث‌های مربوط به اعدام های داخل سازمان های مسلح در ترکیه به ویژه گروه خشونت طلب پ.ک.ک را احیا نمود. این مقاله با هدف ارائه پیش زمینه‌ای از موضوع است. که قسمت اول آن را ملاحظه کردید و اینک قسمت دوم را در ادامه مطالعه بفرمایید…

آلیزا مارکوس، که کار خود به عنوان گزارشگر در مورد ترکیه و جنگ‌های چریکی پ.ک.ک از سال ۱۹۸۹ آغاز کرد، از معدود نویسندگان خارج از ترکیه است که به قتل‌های داخلی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) پرداخته است. او برای خبرگزاری رویترز در نیویورک کار می‌کرد و در سال ۱۹۹۴ به عنوان خبرنگار به استانبول اعزام شد. یک دادگاه امنیت دولت ترکیه به خاطر مقاله‌ای در مورد تخلیه اجباری روستاهای کُردنشین توسط نظامیان ترکیه در سال ۱۹۹۵ وی را محاکمه کرد.

مارکوس پس از تبرئه، به سِمت سردبیری رویترز در امور خاورمیانه و آفریقا در قبرس منصوب شد. وی بین ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ در اسرائیل به عنوان خبرنگار ویژه برای بوستون گلوب کار کرد و بین ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶ در برلین آلمان مستقر شد. کتاب او با نام «خون و باور: پ.ک.ک و جنگ کرد برای استقلال» در سال ۲۰۰۷ توسط دانشگاه نیویورک در ۳۶۸ صفحه منتشر شد. او برای آماده کردن کتاب خود با حدود ۱۰۰ نفر صحبت کرد یا به صورت رسمی مصاحبه نمود. همچنین، به گزارشات گسترده خود در مورد پ.ک.ک استناد کرد که در سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۶ منتشر شده بود. وی کتبی را نیز در مورد این موضوع مطالعه نمود؛ از جمله کتاب «مسئله کُردهای ترکیه» نوشته هنری جی. بارکی و گراهام ای. فولر؛  «آپو و پ.ک.ک» نوشته محمد علی بیراند روزنامه‌نگار تُرک؛ «صعود از کوه آرارات» نوشته صلاح‌الدین چلیک عضو سابق پ.ک.ک؛ «پ.ک.ک» نوشته عصمت ایمست، روزنامه‌نگار ترک؛ «تاریخ معاصر کردها» نوشته دیوید مک داول، کارشناس بریتانیایی و «حزب کارگران کردستان» نوشته نیهات علی اوزجان. اما بیشتر اطلاعات وی در مورد اعدام اعضای پ.ک.ک از طریق اعضای مخالف پ.ک.ک به دست آمده بود. یعنی کسانی که مخالفان فعال پ.ک.ک بودند اما موفق به فرار از اعدام شدند.

قتل چتین گونگور

در اوایل دهه هشتاد میلادی، چتین گونگور، عضو ارشد پ.ک.ک در اروپا و با نام سازمانی «سمیر» خواهان اصلاحات داخلی در پ.ک.ک شد. وی به این نتیجه رسید که این گروه بیش از حد اقتدارگراست. افکار و ایده‌های اوجالان در طی کنگره دوم اوت ۱۹۸۲ در مقرهای فلسطینی‌ها در مرز سوریه با اردن خیلی مورد استقبال قرار نگرفت. لذا اوجالان همیشه از چالش برای اقتدار خود و اتحاد پ.ک.ک تحت اقتدار خود نگران بود و سمیر را مشکل‌ساز تشخیص داد. سمیر با حزب چپگرای ترک‌ «راه انقلابی» از نزدیک کار کرده بود و این حزب در تفکر لنینیستی خود بازنگری می‌کرد و بر این باور بود که انقلاب باید تابع باشد نه برعکس.

سمیر در سال ۱۹۸۳ پ.ک.ک را ترک کرد اما باز هم قبول کرد تا در آپارتمانی در شهر کلن آلمان با فعالان پ.ک.ک دیدار کند به امید این که با اوجالان به سازش برسند. اما او به داشتن ارتباط با شاهین دونمز، یک عضو ارشد پ.ک.ک که در سال ۱۹۷۹ «علیه پ.ک.ک اعتراف کرده بود» بود، متهم شد. در آپارتمان را به روی او قفل کردند. سمیر در آپارتمان ماند. یک هفته بعد توانست فرار کند. در اوایل ۱۹۸۴، روزنامه رسمی پ.ک.ک «سرخوبوون» سمیر را «خائن» نامید. این واژه در ادبیات پ.ک.ک یعنی فرد باید به قتل برسد. در روز اول نوامبر عصر سال ۱۹۸۵ سمیر و دو عضو دیگر سابق پ.ک.ک در گردهمایی فعالان کُرد در استکهلم سوئد شرکت کردند. در زمان استراحت یک جوان از پشت سر سمیر را با گلوله به قتل رساند. قاتل تاکید کرد قتل جنبه شخصی داشته، اما رفقای سابق سمیر بدون کمترین تردیدی اعلام کرد پ.ک.ک او را ترور کرده است.

خود پ.ک.ک نیز بروشوری را منتشر کرد و طی آن قاتل را میهن‌پرست نامید: «این جاسوس فتنه‌گر (سمیر) توسط خلق ما به سزای عملش رسید».

این اظهارات آلیزا مارکوس مورد تایید تانر آکچام یک عضو ارشد سازمان «کارگر انقلابی» در اروپا است که نماینده سازمان «راه انقلابی» در اروپا می‌باشد. وی در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۲، گفت: «ما رفیقی به نام چتین گونگور با نام سازمانی سمیر داشتیم. او اهل درسیم و ارمنی و عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک و مسئول امور اروپا بود. به دستور اوجالان بازداشت شد، چون خواهان دموکراسی در پ.ک.ک بود. سمیر را در خانه‌ای در کلن محبوس کردند اما موفق شد فرار کند. می‌دانست کشته خواهد شد. به هامبورگ نزد ما آمد. نمی‌توانستیم از او محافظت کنیم. من ترتیبی دادم سمیر با عفو بین‌الملل، حزب سوسیال دموکرات و حزب سبز و چندین سازمان دیگر دیدار کند. او خواهان حفاظت از خود بود اما نتوانست آن را به دست بیاورد. چون نتوانستیم در هامبورگ از سمیر محافظت کنیم، او به سوئد رفت و آنجا مخفی شد. حدس می‌زنم یک سال یا یک سال و نیم بعد او در یک شب فرهنگی برای اولین بار شرکت کرد و آنها آن شب او را کشتند».

ادامه دارد…

برچسب ها : , , ,

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی