جوهرگرایی گفتمان ک.ج.ک- پ.ک.ک، مواضع خصمانه نسبت به اسلام را به دلیل اتخاذ رویکری ابزاری جهت تشکیل اسلام کردی رها کرد و یک موضع آشتی جویانه نسبت به اسلام به عنوان عنصر جنبش کردی در پیش گرفت.

چکیده

جوهرگرایی (essentialism) ک.ج.ک- پ.ک.ک راجع به اسلام، شیوخ و آغاها (روحانیون منطقه‌ای و بومی)، جایگاه سنتی قدرت در سکونتگاه اجتماعی- سیاسی کرد را هدف قرار داد. این جوهرگرایی به خاطر تغییرات ساختاری صورت گرفته در طی زمان در محافل اجتماعی- سیاسی همراه با تاثیر دموکراتیک بخش مشارکت در بازی سیاسی واجد شرایط خاصی شده است. با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، ک.ج.ک- پ.ک.ک نیز گفتمان اسلامی خود را تغییر داد و با هم راستا قرار دادن گفتمان سیاسی خود راجع به اسلام «واقعی» و «درست»، سعی کرد نوع جدیدی از گفتمان مد نظر خود راجع به اسلام را نشر دهد. جوهرگرایی گفتمان ک.ج.ک-پ.ک.ک مواضع خصمانه مقابله با اسلام را با اتخاذ رویکردی ابزاری جهت تشکیل اسلام کردی رها کرد و یک موضع آشتی جویانه نسبت به اسلام به عنوان عنصر جنبش کردی در پیش گرفت؛ به شرطی که این اسلام یک ابزار توجیهی و کارکردی (برای پ.ک.ک) باشد. علیرغم همه این موارد، گفتمان سیاسی-ایدئولوژیک مذکور خالی از نشانه‌های پراکنده سکولاریستی تقابل با اسلام نیست.

گفتمان ایدئولوژیک ک.ج.ک- پ‌ک‌ک راجع به «عامل اسلامی» با جوهرگرایی سکولارِ کردی و سکولار آن تعیین و اسلام در روایت‌های عربی، فارسی و ترکی به خاطر ایجاد جنبش‌های اسلامی ملی که با تعصب ملی آنها پیوند خورده به عنوان نیرویی پیشرو تلقی می‌شود. اما (از دید پ.ک.ک) در مورد کردها، «اسلام یک عنصر بیگانه با جوهر کردی ماند و به عامل سلطه بیگانگان تبدیل شد که به ترتیب اعراب، فارس ها و ترک‌ها هستند. در این زنجیره استثمار، بزرگان محلی، آغاها و رهبران عمومی دینی، شیوخ و سیدها، نمایندگان عنصر محلی کردی شدند. «آنچه از این توصیف راجع به اسلام به عنوان یک موجودیت غیرملی و خارجی برای موجودیت کردی توصیف می‌شود، این است که اعراب، فارس‌ها و ترک‌ها با ایجاد مانع بر سر راه توسعه آگاهی ملی کردها و ممانعت از ایجاد یک اسلام ملی مطابق ویژگی‌های کردها، عامل بدبختی آنها هستند»! 

جالب است، این ویژگی‌سازی نقش اسلام در جامعه ملی کرد درقیقا در راستای درک کمالیسم قرار دارد که استدلال می‌کند اسلام عامل اصلی نبود آگاهی ملی در ترکان عثمانی بود. نخبگان سکولار کرد نیز همانند نخبگان کمالیست، اسلام را مسئول توسعه دیرهنگام آگاهی ملی خود دانستند و بنابراین آن را علت اصلی عقب ماندگی علمی و ملی خود معرفی کردند. بر اساس این روایت، مردم کرد به روشنگری سکولار و رشد و توسعه خودبودگی ملی نیاز مبرم دارند تا از عقب ماندگی و سلطه خارجی نجات یابند. به همین دلیل است که باورهای سنتی دینی و حاکم در بین کردها مورد تمسخر قرار می‌گیرند.    

از دیدگاه این افراد، بایستی نخبگان کرد را با یک فرقه سکولار مبتنی بر رهبری با محوریت عبدالله اوجالان جایگزین کرد و زنان کرد بایستی در راستای خطوط آزادی ملی و بر اساس نفی خانواده آزاد شوند. به همین خاطر رهبران پ.ک.ک و شاخه‌های سیاسی آن به صورت پراکنده مدعی شده‌اند با نخبگان حاکم کمالیست یک مخرج مشترک مهم دارند که در اصرار آنها بر سکولار نمودن جامعه کرد منعکس می‌گردد. ملی نمودن جوهره کردی با استفاده از نیروی پ.ک.ک، به شیوه‌ای ژاکوبنی بر اساس مفهوم سکولاریستی روشنگری کمالیستی اطلاق می‌شود. برنامه پ.ک.ک برای ایجاد یک خودبودگی ملی و آزاد شده کرد با این هدف است که مردم کرد و اسلام را در هم هضم کند و فضای فرصتی را ایجاد نماید که از طریق آن نخبگان کمالیست و پ.ک.ک با برادری سکولار نسبت به همدیگر، در یک راستا قرار گیرند. واضح است که گفتمان ایدئولوژیک پ.ک.ک نسبت به اسلام به اندازه کافی پراگماتیک است که به وجود فضای مشروع برای استفاده ابزاری از اسلام امکان بدهد تا به صورت ملی آن را خنثی نماید. این موضع، سیاست «ادغامگرای» پ.ک.ک نسبت به مردم کرد را نشان می‌دهد.

ادامه دارد…

 

نویسنده: دکتر احمد ییلدز

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی