نژادپرستی یا تبعیض نژادی، نوعی تبعیض و خود برتر بینی است که متمرکز بر تفاوت‌های نژادی حاصل از تفاوت‌های ظاهریِ جسمی/فیزیکی و نیز تفاوت‌های فرهنگی حاصل از زبان، آداب و رسوم، تاریخ و امثال آن است. که نمونه بارز آن را می‌توان در رفتار وحشیانه  سفیدپوستان اروپایی با رنگین‌پوستان مشاهده نمود.

در کتاب فرهنگ سیاسی(اثر داریوش آشوری) برای نژادپرستی زیر نام «نژادگرایی» چنین تعریفی آورده شده ‌است: نژادگرایی نظریه‌ای است که میان نژاد انسان و پدیده‌های غیر زیست‌شناسی مانند آداب، زبان و… رابطه ایجاد کرده و برخی نژادها را برتر از دیگر نژادهای بشری می‌شمارد. در این نظریه توهم برتری نژادی ماحصل عدم شعور اجتماعی و توسعه یافتگی فرهنگی در جوامعی است که برخی نژادهای بشر را برتر و برخی دیگر را پست‌تر می‌دانند.

در تاریخ، نژادپرستی، نیروی محرکه‌ای برای تجارت برده(از زن سربازی و کودک سربازی گرفته تا …) و روش حکومتی آپارتاید در قرن نوزدهم در آمریکا و در قرن بیستم در آفریقای جنوبی بود.

یکی از دلایل مطرح کردن و اعمال روند نژادگرایی، تضمین سُلطه و کنترل گروه یا گروه‌های نژادی بر سایر گروه یا گروه‌های نژادی است. نژادپرستی و نژادگرایی معمولاً توسط گروه‌های نژادی اکثریت بر گروه‌هایی که اقلیتند اِعمال می‌شوند اما با این حال گاهی گروه‌های اقلیت نیز می‌توانند این رویه را در پیش بگیرند. علت اصلی اِعمال نژادپرستی توسط اقلیت عموما تروریسم نیابتی است که در پشت درب‌های بسته شکل می‌گیرد. نمونه بارز این اصطلاح که در چند دهه اخیر در ادبیات استراتژیک مرسوم گردیده و در لفظ عام نیز با عنوان تروریسم اجاره‌ای شناخته می‌شود تحرکات گروهک‌های خشونت طلب و تروریست‌های تجزیه طلبی است که عموما  نظیر داعش، پ‌ک‌ک، پژاک، الاحوازی و… یا با پرچم دین و مذهب و یا با عَلَم قومیت و زبان، آلام بسیاری را هم بر اکثریت و هم بر اقلیت دگر اندیش وارد می‌آورند تا بتوانند با اجرای اهداف دیکته شده ضمن اخذ حمایت از مشتریان و اربابان خود حیات خود را با ایجاد چند دستگی و نا امنی حفظ نمایند.

تفرقه افکنی، برادر کشی و ایجاد التهاب به قصد شیوع توسعه نیافتگی در خاورمیانه با هدف پر کردن خلاء ایدئولوژیک برای حفظ ماهیت خویش، ایجاد گریز از مرکزیت و پذیرش عمومی جامعه هدف، حربه‌ای است که در این سال‌ها توسط این گروهک‌های تروریستی خشونت طلب، عموما بر حکومت‌های مردمی منطقه تحمیل گردیده است.

تناقضات ایدئالیسم با پراگمای موجود در این گروهک‌ها که نقشی اساسی برای حفظ وجهه ایفا می‌کند، خود ساختاری متزلزل را حادث شده است که با افزایش آگاهی عمومی در تزریق تمدن عقلائی به این جوامع روندی فرسایشی را برای حیات آن‌ها ایجاد نموده و تا به این لحظه نیز روح ایدئولوگ این گروهک‌ها که بسته به اقبال عمومی از آنان بود از جسد نحیفشان رخت بسته و در حال احتضار است لذا این مهم آنان را به تحرکات منفعلانه‌ای نظیر آنچه در سخنان چند روز گذشته اِبرو گونای(سخنگوی حزب دمکراتیک خلق‌ها) در دفتر مرکزی این حزب خود خوانده شاهد بودیم واداشته است. این روند قطعا تا چند سال آینده با رشد و رسوخ تکنولوژی و افزایش آگاهی در جوامع هدف به طور کلی ابقیه این گروهک‌های به ظاهر چپ افراطی که به هر طرف چه لیبرال چه کاپیتال که منافعی در آن داشته باشند رو می‌کنند را در خود هضم نموده و تاریخ مصرف آنان را برای اربابان زر و زور و تزویر به پایان خواهد رساند.

هرچند که این سیکل معیوب تا مادامی که فقر اقتصادی و فرهنگی در سطوح جامعه موجود است با شکل‌های مختلفی نظیر مافیا، اشرار، اوباش، تروریست نیابتی و… ظهور و افول خواهد نمود اما می‌توان این نوید را داد که در صورت اصلاح اقتصاد، فرهنگ، تمرکز زدائی و تقسیم عادلانه امکانات، حفظ حقوق و حریم شهروندان و احیای حقوق بشر حقیقی این سیکل معیوب را میتوان به حداقل رساند چنان که در یک نظر عمقی از سطح به قعر یک نظام حاکم بر جوامع، هرچه از شهرهای حاشیه‌ای به طرف مرکز و هرچه از فقر به سمت غنا حرکت می‌کنیم کمتر شاهد اینگونه مصائب هستیم چرا که مسیر بسته شدن نطفه تروریسم از فقر می‌گذرد.

« به امید طلوع خورشید فرهنگ و دانش در افق دولت‌ها »

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی