اولویت اصلی روسیه و دمشق این است که بدون تجزیه سوریه به این جنگ پایان داده شود. حضور دراز مدت ترکیه در سوریه نیز درست به اندازه خودگردانی گسترده کردها که PYD در پی آن است، تهدیدی برای این هدف به شمار می رود.

کوردهوال/ روسیه و ترکیه اربابان فعلی شمال سوریه هستند و در حالی که بر سر استان ادلب که در کنترل شورشیان است و منطقه مرزی شمال شرق این کشور به توافق رسیده اند، هنوز یک شکاف بزرگ میان آنها است که عبارت است از دیدگاه های متضادشان درباره نیروی دموکراتیک سوریه.

ترکیه نیروهای دموکراتیک سوریه و یگان های مدافع خلق (YPG) را، که بخش اصلی نیروهای PYD را تشکیل می دهد، به عنوان شاخه ای از PKK قلمداد می کند. این گروه از سال ۱۹۸۴ برای خود گردانی در مناطق جنوب شرقی ترکیه مبارزه می کند، بنابراین ترکیه، نیروهای دموکراتیک سوریه را نیز تهدیدی علیه امنیت ملی خود به شمار می آورد.

از بخت بد ترکیه، روسیه چنین برداشتی ندارد. روسیه موافقت کرد ارتش دموکراتیک سوریه را از مناطقی که اینک در اشغال ترکیه است دور کند، اما بعد از انعقاد دو توافق نامه با ترکیه و یک توافق نامه میان حکومت مرکزی سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه، مسکو خواسته است کردها در بحث های دیپلماتیک دخالت داده شوند و در قالب نیروهای دموکراتیک سوریه در میدان نیز حضور داشته باشند.

یک مقام نیروهای دموکراتیک سوریه گفت روسیه با کردها یک مرکز عملیات مشترک راه انداخته که با هم گشت مشترک داشته باشند و پست های دیده بانی نزدیک مرزهای ترکیه را اداره کنند. روسیه اینک در مناطق تحت کنترل PYD، از جمله در شهرهای منبج، عین عیسی، کوبانی و قامیشلو، پایگاه نظامی دارد.

ترکیه بر خلاف جار و جنجالی که در قبال حمایت ایالات متحده از  PYD راه انداخته، نسبت به دیدگاه روسیه درباره این گروه ساکت مانده است. الیزا مارکوس که موضوع اصلی کتابش خون و باور PKK است، معتقد است روسیه و YPG همواره رابطه مبهمی داشته اند.

مارکوس گفت: «از زمانی که YPG در سال ۲۰۱۱ نخستین فعالیت های خود را آغاز کرد، روسیه رویکرد مختلطی نسبت به جنبش کردها داشته است. YPG آشکارا بشار اسد را تهدید نکرده است، و همین امر کار را برای روسیه آسان کرده تا این گروه را یک بازیگر کم و بیش بی خطر بداند.»

روسیه هیچ گاه PKK را یک گروه تروریستی قلمداد نکرده است و روابطش با این گروه به زمان جنگ سرد باز می گردد، هنگامی که اتحاد شوروی بر علیه حکومت های غرب گرای منطقه روی ناسیونالیسم کردی اعمال نفوذ می کرد.

PKK به عنوان یک گروه مارکسیست لنینیست کار خود را آغاز کرد و رهبر آن عبدالله اوجالان، که پوسترهایش هنوز بر در و دیوار ساختمان ها و مراکز نیروهای دموکراتیک سوریه آویخته است، در سال ۱۹۸۰ به سوریه گریخت و در آنجا از حمایت گسترده حافظ اسد رئیس جمهور وقت این کشور و پدر بشار اسد برخوردار شد. سوریه و خانواده اسد طرفداران پر و پا قرص شوروی بودند، اما پس از پایان جنگ سرد و فرو پاشی شوروی نیز، روسیه به استفاده از PKK علیه تأثیر ترکیه در حوزه نفوذ سابقش ادامه داد.

در سال ۱۹۹۸ پس از آن که ترکیه تهدید کرد در صورت ادامه حمایت سوریه از PKK به این کشور حمله خواهد کرد، اوجالان ناچار شد از سوریه خارج شود. او در اکتبر ۱۹۹۸ به مسکو گریخت و با حمایت گسترده دومای دولتی مورد استقبال قرار گرفت. نمایندگان این مجلس به طرحی رأی دادند که از بوریس یلتسین رئیس جمهور وقت می خواست به رهبر PKK پناهندگی اعطا شود. اوجالان در مدت اقامت کوتاهش در مسکو سرگرم ایده شراکت استراتژیک با روسیه بود.

مسکو به عنوان راهی برای فشار به آنکارا به منظور قطع حمایت از سازمان های جدایی طلب چچن که در ترکیه مستقر بودند، از گروه های کرد، از جمله PKK، حمایت می کرد. اما روسیه و ترکیه با یک توافق نامه در سال ۱۹۹۵ با هم سازش کردند؛ روسیه به حمایت از PKK در خاک خود پایان داد و ترکیه نیز با چچنی ها به همین نحو رفتار کرد. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و رجب طیب اردوغان نخست وزیر وقت ترکیه نیز در سال ۲۰۰۵ در سوچی توافق نامه مشابهی را امضا کردند تا حمایت خود را از موضع یکدیگر در قابل تروریسم و جدایی طلبی اعلام کنند.

رابطه میان روسیه و کردها دست کم یک ویژگی پایدار دارد؛ این رابطه بر اساس پیوندهای روسیه با ترکیه فراز و فرود به خود دیده است. وقتی پس از ساقط کردن جنگنده روسی در نوامبر سال ۲۰۱۵ روابط دو کشور کاهش یافته بود، ترکیه YPG را «سربازان مزدور» روسیه می خواند. در سال های جنگ در مقاطعی که دو طرف مناقشه ای داشته اند، روسیه مستقیماً از کردها حمایت کرده است.

مارکوس بر این باور است که حمایت روسیه از کردها از سر نگرانی واقعی نیست، بلکه مختص زمان هایی است که منافعش اقتضا می کند و اگر در راستای منافعش نباشد آماده است آنها را قربانی کند.

مارکوس گفت: «محدودیت هایی که روسیه در حال حاضر برای ترکیه ایجاد کرده است ربط چندانی به کردهایی که آنجا زندگی می کنند ندارد، بلکه بیشتر مربوط به نگرانی هایی است در این باره که ترکیه در سوریه سهم بیشتری ببرد.»

اینک که ایالات متحده، که در مقابل داعش از نیروهای دموکراتیک سوریه حمایت می کرد، حضور خود را تا حد زیادی کاهش داده است، روسیه در تلاش است توازنی در روابط خود با کردها و ترکیه برقرار کند.

یکی از اولویت های اصلی روسیه و دمشق این است که بدون تجزیه سوریه به این جنگ پایان داده شود. حضور دراز مدت ترکیه در سوریه نیز درست به اندازه خودگردانی گسترده کردها که نیروهای دموکراتیک در پی آن است، برای این هدف تهدید به شمار می رود.

به همین خاطر روسیه دارد خود را میان این دو طرف قرار می دهد و از آنها به عنوان ابزاری علیه یکدیگر استفاده می کند.

کریم هاس کارشناس مسائل ترکیه و روسیه مستقر در مسکو در این باره گفت: «روسیه به عنوان واسطه جدید در مسأله کردهای سوریه ظاهر شده است. برای ترکیه بسیار تلخ خواهد بود که خود را با این واقعیت جدید وفق دهد.» هاس افزود روسیه در قبال کردها از سیاست چماق و هویج پیروی کرده است.

او گفت: «حمله نظامی جدید ترکیه به شمال سوریه نقش چماق را دارد، در حالی که به نظر می رسد یک خودگردانی فرهنگی در حوزه ای محدود برای کردها در شمال سوریه جدید همان هویج باشد.»

نویسنده: نیکولاس مورگان

برچسب ها : , , , , ,

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی