عدالت و فاشیسم را نمی‌توان در یک ترازو قرار داد و سنجید، چرا که فاشیسم یک نگاه حکومتی و مسئله‌ای کلان است و ایسم‌ها در واقع یک ایدئولوژی هستند در حالی که عدالت یک مفهوم است که زیر مجموعه‌ای از هر نگاهی می‌تواند باشد. بنابراین زمانی که می‌خواهیم دو چیز را با هم مقایسه کنیم باید در هشت چیز با یکدیگر در یک جایگاه و رتبه باشند که از این هشت مورد حد اقل چهار مورد موضوع، محمول، مکان و زمان باید در آن‌ها مشترک باشد. با کمی بررسی در همان ابتدا متوجه می‌شویم که عدالت و فاشیسم حتی در موضوع نیز با هم در یک جایگاه نیستند.

اما در بحث عدالت در این یادداشت باید اشاره کرد به تعریف عدالت از نگاه سقراط که ملاکی قرار داده شده است برای پایه‌های بحث در نوشته منظور. هرچند این برداشت نویسنده از نگاه سقراط، تفسیر به رأی و مصادره به مطلوبی کاملا اشتباه است. اما با فرض نویسنده اگر به مطلب نگاه کنیم باید اول از هر چیز اشاره‌ای داشته باشیم به نَسخ سقراط و کهنه شدن نظریه‌های او چرا که هم‌اکنون در قرنی به سر می‌بریم که علم آنچنان پیشرفتی کرده که بزرگان یونان جا مانده‌اند. مفهومی که سقراط بیان می‌کند در مجامع آکادمیک غربی و اروپایی کاملا منسوخ شده است. یک نمونه از ایرادهای مطرح به تعریف عدالت بر مبنای قانون این است که اگر قانون خود ترویج بی‌‌دالتی باشد مانند برخی قوانین نظام‌های سرمایه‌داری یا فئودالی مانند تبعیض نژاد و…، آن وقت آیا می‌شود بر پایه این قانون عدالت را اجرا کرد؟ تعریف درست عدالت، بودن هر چیز در جای خودش است. یعنی هر کسی یا چیزی را با توانایی و اندازه و معیارهای خودش باید سنجید و او را در جایگاه خودش قرار داد. برای روشن شدن مسئله مثالی می‌زنیم: آیا زن با توجه به فیزیک بدنی و نوع سیستم روانی و روحی که طبیعتا در او وجود دارد، جایگاهش به عنوان یک مادر یا همسر یا حتی در عرصه‌های اجتماعی به عنوان یک مدیر و یا ملکه تعریف می‌شود و یا باید اسلحه به دستش داد و از او یک قاتلِ وحشی یا تروریسسم و یا گنگستر جانی ساخت؟! تعریف عدالت یعنی اینکه مرد را در جایگاه مرد و زن را در جایگاه زن و کودک و نوجوان را در جایگاه خودش قرار داد. فاشیسم که معنای اصلی آن نگاه دیکتاتوری بر اساس خشونت و بکارگیری تمامی ظرفیت‌های موجود برای ظلم کردن است یعنی اینکه زنان و نوجوانان را در شرایط سخت آموزش نظامی قرار بدهی تا بتواند قاتل باشد و با خشونت و نه گفتمان مشکلاتش را حل کند. در نوشته منظور به درستی هیتلر و فرانکو، گسترش دهنده فاشیسم معرفی شده‌اند اما آیا سبک زندگی و مبارزاتی گروهک‌های کُرد ستیز به زندگی و مبارزه هیتلر و فرانکو شبیه است یا کشورها و حکومت‌های متمدنی همچون کشورهای اورپایی و یا ایران که زن در آن‌ها از حق و حقوقی برخوردار است؟! حق حیات، حق امنیت، حق مسکن، حق تحصیل و حق انتخاب نقش فردی(همسری، مادری و…) و نقش اجتماعی خود(خانه‌داری، کار آفرینی، کارمندی، مدیریت و… ) همه و همه حقوقی است که زن و مرد و پیر و جوان و… همه به صورت یکسان از آن بهره می‌برند اما گروهک‌های تروریستی همچون پ‌ک‌ک‌، پژاک و… دقیقا در نوع زندگی و مبارزه و حتی در تفکرات از فاشیسم الگو برداری می‌کنند لذا تغییر نام آن در اصل قضیه هیچ گونه تغییری را ایجاد نمی‌کند.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی