در بررسی مقاله‌ای با عنوان دفاع ذاتی باید چند نکته را عنوان کنیم تا مفهوم و غایت بی‌ریشه‌ی این مقاله که صرفا بازی با کلام است تا نظری علمی، مشخص شود. در این مقاله سعی شده تا با آوردن کلمه ذاتی یک مفهوم دوگانه از دفاع بوجود آورند که این خود اشکال اول است. هر انسانی دارای غریزه و اختیار است و همه با مفهوم این دو آشنا هستیم. اختیار نیاز به تفکر و تصمیم دارد و غریزه در لحظه ایجاد می شود و هیچگونه برنامه ریزی در پشت آن نهفته نیست. دفاع از جمله آن مواردی است که ارتباط مستقیم با غریزه دارد و حتی در مواردی هم که انسان از تفکر، استراتژی و برنامه ریزی برای دفاع استفاده می کند تصمیم ابتدایی آن مبتنی بر غریزه است. این را به سادگی می توان با پرتاب یک شی به سمت یک نفر امتحان کرد که شخص با دفاع غریزی ان را دفع می کند. پس دفاع یک امر غریزی است. مطلب بعد آن که حمله و جنگ را یک مفهوم دانسته و به جای واژه حمله از واژه جنگ استفاده می کند تا ذهن ماطب را به مخاطره بیندازد. در حالی که حمله یک عمل است که می تواند جنگ نباشد بلکه حرکت یک مگس یا زنبور باشد که هیچ قصد جنگی هم ندارد اما انسان در برابر آن به دلیل برداشت خطر از موقعیت ایجاد شده دفاع می کند. پس لزوما هر جایی که حمله باشد جنگ در کار نیست که دفاع را در مقابل آن قرار دهیم. در این مقاله با رویکرد تغییر و جابجایی واژگان می خواهد تا به مخاطب القا کند بکش تا کشته نشوی، بخور تا خورده نشوی و بزن تا زده نشوی و همه این موارد در واقع همان قانون جنگل است. در جنگل و با خلق و خوی حیوانی که سرشار از غریزه است و در آن تفکر و عقل راه ندارد این امکان را ایجاب می کند که اگر می خواهی از گزند در امان باشی پس باید تو ابتدا حجوم بیاوری. اما در دنیای انسانی که انسانیت و تفکر و حقوق بشر جایگزین غریزه می شود ابتدا هجوم و جنگ را در پیش نمی گیرد که به گفته این مقاله مجبور باشد بعد از آن دفاع ذاتی کند. در دنیای انسانی با قانون انسانیت قبل از حمله حرف از گفتمان و حقوق و آزادی مبتنی بر رعایت هنجار هاست نه هنجار شکنی. ایراد بعدی ان که آزادی و موجودیت را معلول اسارت و بردگی می داند. یعنی اگر در جایی برده باشد باید برای آزادی جنگید زیرا آن ها آزاد نیستند. سوال اینجاست با این تفکر اگر در جامعه ای اسیر نباشد پس دیگران هم آزاد نیستند یا اینکه در یک جامعه ابتدا باید همه اسیر باشند تا پس از جنگ به آزادی برسند که این کاملا از عقل دور است. انسان در ابتدا و به خودی خود آزاد است و  این تفکرات  تروریستی و جنگ طلبانه است که عده‌ای را به اسارت کشانده و حق آزادی را از آن ها سلب می کند. بنابراین انسان آزاد باید در ابتدا بکوشد تا آزادی خود را با دادن عنان به دست چنین تفکرات محصور در جنگ و خونریزی از دست ندهد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی