انسان پس از آنکه به تمدن رسید و شهرها را بنا نهاد به دلیل ارتفاع نیاز و تجمع افکار و علایق شخصی در منطقه‌ای محدودتر به نام شهر حقوقی را وضع نمود تا بتواند تجمع مردم در کنار یکدیگر را کنترل نماید. از همان ابتدا جایگاه مرد و زن هرکدام تعریف شد و بدل به قانونی نانوشته گردید که سرچشمه‌اش ذات بشر بود. در این قانون مرد به دلیل قدرت و قوای جسمانی کارهای سخت و خطرناک و زن به دلیل روحیه لطیف ذاتی خود کارهایی را برگزید که با شخصیت و ذات جسمانی و روانیش همخوانی داشته باشد. این مسئله قرن‌ها باقی ماند و در دوره پس از رنسانس و در جریان انقلاب صنعتی به اوج خود رسید. در آن زمان با سوء استفاده جمعی از سرمایه‌داران که نگاه ضعیف و ابزاری به زن داشتند با بهره‌کشی از زنان نیازمندی که در جریان جنگ‌ها همسران خود را از دست داده بودند سبب گردیند تا شرایط سوءاستفاده از زن به عنوان کارگر ارزان و ابزاری جنسی فراهم گردد. این زن‌ها مجبور به کار در کارخانه ها با حقوق‌های بسیار پایین که سرمایه‌داران مقرر می‌کردند شدند. آنقدر در این راستا به زن‌ها ظلم روا شد که روشنفکران مدافع حقوق زنان را برای استیلای این حق از دست رفته به اقداماتی واداشت تا بتوانند این حقوق را به ایشان برگردانند. متاسفانه هم اکنون نیز همان نگاه سرمایه‌داری به زن بازگشته است تا نقش زن در جامعه نه به عنوان رکن اصلی و عاطفی خانه و خانواده که به عنوان یک کالا جنسی و نیروی کاری ارزان نگاه شود. مجددا حقوق و دستمزد پایین زن‌ها در اولویت کا ها قرار گرفته و می بینیم که آمار بد رفتاری و تجاوزات هم بیشتر می‌شود. تنها تفاوت این دو زمان با یکدیگر آن است که در دوران انقلاب صنعتی به زن برچسب ضعیف بودن و ناکارآمدی زده می‌شد و هم اکنون با رویکرد تمدن و آزادی زن او را به بردگی گرفته‌اند. در این راستا نیز تعدادی از زنان خود را بازیچه دست این تفکر قرار داده و هر چه بیشتر در تلاش برای کسب کارهای مردانه می‌باشند تا آزادی خود را به اصطلاح بیشتر نشان دهند. از سوی دیگر برخی دولت مردان نیز برای شانه خالی کردن از مسئولیت و سرپوش گذاشتن بر تقصیر و قصور خود سعی می‌نمایند تا زنان سرپرست خانواده را بجای پشتیبانی و تامین مالی به سوی خود اتکایی کاذب با روی آوردن به مشاغل سخت و دون شأنیت زن تشویق نمایند. ماحصل همه این اقدامات چیزی نیست جز تزریق یک وهم خطرناک و تعریف زن در کالبد مرد.“زن خوب، زنی است که مرد باشد و هرچه مرد تر بهتر”

متاسفانه در همین راستا شاهد خبری بودیم که با افتخار زنی را به عنوان اولین راننده تاکسی شهرتان مریوان معرفی نموده و تشویق می‌نمایند که توانسته مانند یک مرد در جایگاه شوفری قرار گیرد و از دست عده‌ای لوح تقدیر کسب نماید. اما افسوس که متوجه نیستیم چه ضربه‌ای و چه خیانتی با این عمل به بدنه خانواده و جامعه وارد می‌نماییم. این زن و زنان مانند آن با ناتوانی، مرگ و یا متارکه از همسر به جای حمایت از سوی دولت و مسئولین برای ادامه راه زندگی خود مجبور می‌شوند بین میل باطنی(نقش مادری و همسری) و رسالت تحمیلی خود (نان آوری) دومی را برگزینند. اما این انتخاب اجباری از طرفی توجه مادری که دیگر درخانه نمی‌باشد به فرزندانش را چنان کاهش میدهد که نتیجه آن را در دوران نوجوانی و جوانی فرزندان باید جستجو کرد که عقده‌های کودکی خود را با هنجار شکنی‌های اجتماعی جبران می‌کنند. از طرف دیگر زنی که در جامعه با مشاغلی دون شخصیتش و با خطرات و فشارهای روانی گوناگون دست و پنجه نرم می‌کند دیگر نمیتواند فردیتش را در زیر بار شخصیت تحمیلیش بیابد و هویتش را گم می‌کند. به طور مثال زنی که شغل راننده تاکسی با ادبیات خاص خود که همه ما از آن مطلع هستیم را مجبور به پذیرشش می‌شود به سختی می‌تواند فرزندانی با تفکر اجتماعی بالاتر تحویل جامعه دهد. از منظر دیگر نیز باید به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه می‌خواهیم امنیت بانویی بی دفاع را در شب و در خیابان‌ها و جاده‌ها تامین نماییم؟!، امنیتی که مردان راننده بعضا از آن اظهار بی‌نصیبی میکنند. یا باید بپذیریم که هر اتفاقی می‌تواند برای این چنین بانوانی بیفتد و آن را نشانه فرهنگ و تمدن آزاد بدانیم یا باید از این زن یک انسان خشمگین و جنگجو بسازیم که پایه‌های خانواده و جامعه را بیش از پیش با این عمل سست خواهد کرد هماننده آنچه مادر شخصیت نخست گروهک تروریستی پ‌ک‌ک(اوجالان) تحویل جامعه جهانی نمود.

“زن‌های جهان باید بدانند که جایگاه والای تربیت نسل آینده بسیار ارزشی بالاتر از مردنما شدن دارد”

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی