“مطلب حاضر نقدی است علمی بر کتاب مانیفست تمدن دمکراتیک که به قلم آقای “ش.ح” یکی از مخاطبین به رشته تحریر درامده و برای ما ارسال شده است.”

عبدالله اوجلان در کتاب مانیفست تمدن دمکراتیک درباره واقعیت کُردی بحث می‌کند و مطالبی ازجمله: جدا شده از سرزمین مادری خویش، جامعه زیستی، وطن، به استعمار رفته و غیره را مطرح می‌کند که نمی‌شود کورکورانه از آن عبور کرد.

در ابتدای این متن، از واقعیت کُردی که از سرزمین مادری خویش جدا شده است سخن به میان می‌آورد. نمی‌دانم منظور از سرزمین مادری چیست و کجا را می‌گوید. به گواه تاریخ کُردها از دیرباز تا کنون هیچ‌گاه سرزمینی نداشته‌اند که حکومت مستقل کُردی با خط مرز مستقل داشته باشند و در هیچ نقشه‌ کهنی نیز نمی‌توان مرز مشخصی در زمانی مشخص برای کُردها ترسیم نمود که حال بخواهیم آن را واقعیت کُردی بنامیم چرا که اصلا کُرد بودن ملیت نیست بلکه یک زبان است مانند همه زبان‌های دیگر.

نویسنده در ادامه این کتاب، جدا شدن از سرزمین مادری خویش را برابر با دست شستن از تاریخ می‌داند. اما کدام تاریخ؟؟؟ تاریخی نانوشته؟!؟! چرا که مشخص شد سرزمین مادری در کار نیست و نبوده است و این آداب و رسوم و فرهنگ است که تاریخ را همواره زنده نگه می‌دارد و این‌ها در چهارچوب سرزمین نمی‌گنجند. فرهنگ با ملت و ملیت حرکت می‌کند و با ملت هم ماندگار می‌شود و فارغ از مکان و جغرافیاست.

اوجلان جامعه زیستن را با زندگی حیوانی برابر می‌بینید. او در این متن ملت زیستن و جامعه زیستی را در گرو هم زیستی و یگانگی یک قوم یا افراد خاص می‌داند، مانند اینکه می‌گویند گله فیل، گله زرافه، گله گرگ و امثال این‌ها که اگر یک فیلی در گله زرافه وارد شود دیگر جامعه زیستی گله‌ها برهم می‌خورد. در حالی که در جامعه انسانی خلاف این صادق است. انسان‌ها برای اینکه تشکیل جامعه زیستی بدهند نباید حتما از یک قوم و یک لهجه و زبان برخوردار باشند. اگر کُردها با هم در کنار ترک و عرب و فارس زندگی کنند هیچ گاه در تعریف انسانی جامعه زیستی خدشه‌ای وارد نمی‌شود چرا که انسانیت ارجح بر قومیت و زبان است.

از زمانی که انسان‌ها غارنشینی را ترک کرده و زندگی اجتماعی را آغاز نمودند این مسئله قانونی نانوشته شد که جامعه می‌تواند متشکل از اقوام و نژادهای مختلف باشد. صحبت کردن به چند زبان در یک سرزمین هیچ‌گاه فرهنگ و جامعه زیستی را خراب نخواهد کرد که در بیشتر موارد نیز به ارتقاء سطح یک جامعه هم می‌تواند بیانجامد، هرچند این امر برای غارنشینان عصر جدید که از علوم اجتماعی بی‌بهره مانده‌اند امری ملموس و محسوس نباشد.

همین تفکرات بی‌پایه واساس اوجلان او را به چنان ورطه گمراهی کشانده که خود و همه کُردها را هم اکنون با وجود اقلیمی مستقل که دارای سرزمینی با خط مرزی معین است همچنان بی‌وطن می‌داند. از سوی دیگر با توجه به تعریف وطن یعنی زادگاه هر فردی در هرجایی که به دنیا بیاید آنجا وطن اوست حتی اگر در آن جا رشد پیدا نکند. وطن که بارکردنی نیست که بشود با خود به جایی برد که بعد به اشتباه بخواهیم در آنجا جامعه زیستی حیوانی تشکیل دهیم. این چه تعریفی از وطن است؟ که بعد هم بگوییم ما را استعمار کرده‌اند. استعمار یعنی دارایی ما را گرفته باشند. سرزمین ما را اشغال کرده باشند. در جایی وارد شوند که از آن ما بوده باشد. شما بگویید کجای تاریخ جایی را برای ما کُرد زبانان مشخص کرده که حال گرفته شده است تا ما هم آن‌ها را استعمارگر بنامیم. ما کُرد هستیم اما کُرد زبانان یا در سرزمین عراق بوده یا در ترکیه امروزی یا در سوریه و یا در ایران استقرار داشته است. کُرد زبانان این مناطق نیز از نظر فرهنگ، آداب و رسوم و حتی زبان و پوشش و گویش نیز باهم متفاوتند پس چگونه مدعی هستیم که صاحب مکانی بوده‌ایم که حال با گرفتنش به استعمار رفته باشد. آنچه پر واضح است عدم ثبات عقیده و سواد لازم و همچنین لبریزی عقده‌ها و عقب ماندگی‌هایی است که از سوی خانواده و جامعه و حکومت حاکم بر نویسنده تحمیل گشته و این مهم خود سر منشاء ایراد چنین مطالب سطحی از سوی اوجالان گشته است تا با تحریک تعصبات قومی بتواند آب را گل آلود کرده تا شاید ماهی‌گیر شود.

نویسنده: ش.ح

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی