دوشنبه ۵ مهر ۱۴۰۰ دو کولبر از بلندی‌های کوه‌های نوسود سقوط کرده و به شدت زخمی شدند. این دردناک است که جوانان ما باید با این همه ظرفیت‌های خداداد به کارهای کاذبی از جمله کولبری روی آورند. کولبری هم اکنون یکی از کارهای عمده‌ای است که مردم غرب کشور و مناطق مرزی به آن روی می‌آورند. تا کنون هیچ گونه ساماندهی جدی و تدابیری برای این مهم انجام نشده است. هیچ سازمانی مسئولیت این شغل را به عهده نگرفته و برای رفت و آمدهای آن‌ها طرح و برنامه‌ای در کار نیست. کولبران حتی از مسیری مشخص و امن برخوردار نیستند تا حداقل سلامتی خود را تامین کنند. آن‌ها راه‌های سخت و صعب العبور را طی می‌کنند تا بتوانند نانی به قیمت جان بر سفر‌های خویش بیاورند. نانی که مجبورند عمده آن را نیز با راهزنان سرگردنه پژاکی تحت عنوان گمرکی تقسیم کنند. حال جای سوال است که چرا مسئولین مربوطه فکری به حال این کولبران نمی‌کنند تا حداقل با امنیت و عنوان رسمی نه به عنوان قاچاقچی و در دل شب ارتزاق کنند؟!

این دو جوانی که هم اکنون در بیمارستان به سر می‌برند و معلوم نیست کی می‌توانند توان خود را بازیابند شاهدانی خونین هستند بر این مدعا. اما اینکه در این مدت چه بر سر خانواده‌های آنان خواهد آمد و چه بر آنان خواهدگذشت را فقط خدا می‌داند؟ آیا بهتر نیست به جای کولبری بستری را فراهم کرد تا آن‌ها از شغل‌های مناسب‌تری برخوردار شوند؟ آیا بهتر نیست به جای راه‌های سخت و خطرناک، آن‌ها در کار خانه‌ها شغل‌هایی در خور یک ایرانی داشته باشند؟ مردم کُرد زبان در این مناطق اوضاع معیشتی مناسبی ندارند. آن‌ها اگر مجبور نباشند این خطرات را به جان نمی‌خرند تا شکم خانواده خود را سیر کنند. فرزندان این خانواده‌ها میل خود را برای پیشرفت از دست داده‌اند چرا که آینده خود را بهتر از پدران خویش نمی‌بینند.

آقای مسئول این مردم در سال‌های جنگ تحمیلی در مقابل دشمن نایستادند تا هم اکنون درد و رنج تحمیلی معیشت آنان را زمین‌گیر کند. باید هرچه زودتر تا دیر نشده چاره‌ای در جهت بهبود اوضاع مرزنشینان بیندیشید و چقدر زود دیر می‌شود…

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی